![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
یکی از حس های قشنگ دنیا اینه که بفمهمی یکی به دعاهای تو ایمان داره! شبِ آرزوهاست...برام دعا کنید...دعام کنید که به آرزوهام برسم ***** آرزو میکنم همیشه یادم بمونه بیشتر از خودم منو دوست داری، حتی مواقعی که حس میکنم تنهام! آرزو میکنم وقتی را داشته باشم برای فکر کردن، به آنچه بودم ، هستم وخواهم بود! آرزو میکنم بتونم همونی باشم که تو میخوای! برای زمانی که مغرورم آرزو میکنم بفهمم اونقدرها بزرگ نیستم که فکر میکنم. برای زمانی که خودخواهم آرزو میکنم بهم بفهمونی وجودم به تو وابسته ست. خیلی ها هستن دور و برم که آرزوشون یک لحظه در آرامش زندگی کردنِ ، آرزوم به آرزو رسیدن اوناست! و مهمترین: زندگی یه نعمته، آرزو میکنم بتونم به بهترین نحو برای رسیدن به هدفهام تلاش کنم. آرزو میکنم یادم نره اومدنم به این دنیا واسه چیه؟ و رفتنم خیلی زودتر از اون چیزی ِ که بشه پلک زد!
یه متن قشنگ که بهترین دوستم برام اس ام اس کرده...خیلی این متنو دوست دارم...... زندگی را تو بساز..نه بدان سان که بسازندو پذیری بی حرف...زندگی یعنی عشق...تو بورز...زندگی یعنی جنگ...تو بدین عشق بجنگ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 22:32 توسط نگار |
|
|
شبها که بغض مي کني دنيا سکوت مي کنه زمان به صفر مي رسه زمين سقوط مي کنه
به گريه کوچ مي کنم،ببين چقدر بيکسم
زيباترين شعر جهان،چشمهاي غمگين تو بود
چه دير به هم رسيديم و بي وقفه شکل هم شديم
از عمق خاکستر شب چگونه شعله مي کشي
فکر گريز از شب و طوفان اين دقايقم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 1:51 توسط نگار |
|
|
بیچاره من که بعد تو آواره میشم باورم نمیشه که رفتی از پیشم روزا میگذشتن بعدت امّا به سختی،اومدم به دیدنت امّا تو رفتی چاره درد من مرگم رسیده،اینجا حتّی قبله هم صبرم نمیده اومدم نزارم عشقتو ببازی، امّا این رسمش نبود مهمون نوازی آره این رسمش نبود مهمون نوازی "میمیرم" اگه از تو نشونی نمونه عزیزم "میسوزم" تا نیای چشامو من به در میدوزم "میمیرم" نگو رفتن من واست فرقی نداره من میرم امّا گریه نکن دیگه فایده نداره میرم میرم بدون وداع میرم میرم به خاطره ها میرم خداحافظ بیچارم،خستم،چشم انتظارم،توی این پس کوچه ها تنها نزارم نیستی از تاریکیِ شبها میترسم ،بی وفا دارم توی سرما میلرزم میترسم از غصه ها دَووم نیارم ، آخه هیچ نشونه ای از تو ندارم آروم آروم دارم از غصه میمیرم،تو بگو نشونتو از کی بگیرم "میمیرم" اگه از تو نشونی نمونه عزیزم "میسوزم" تا نیای چشامو من به در میدوزم "میمیرم" نگو رفتن من واست فرقی نداره من میرم امّا گریه نکن دیگه فایده نداره *** تموم زندگیم اینه، من و بغضو درو دیوار چی مونده از تن خستم،که میخواد بشکنه این بار میرم خداحافظ
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 23:13 توسط نگار |
|
|
خودت میدونی میدونم دلیل رفتنت چی بود اما میتونستی نری، چرا میگی قسمت نبود اگه قسمت نبود چرا تو موندی خدا، چرا مارو به هم رسوندی اگه میدونستی یه روزی میری چرا روزارو تا اینجا کشوندی چی بودم چی شدم به خاطر تو ولی پشت دلم رو خالی کردی حالا اسمت میاد گریم میگیره نمیدونی که با دلم چه کردی اگه در حق تو خوبی نکردم بدون که خالی بود دستهای سردم ولی من در عوض هر چی که بودم با احساسات تو بازی نکردم اگر چه میدونم دوسم نداری به هر در میزنم تنهام نزاری اگر پای کسی هم در میونه بزار اسمت اقلا" روم بمونه دمِ آخر بزار دست توی دستم بزار بهت بگم دردم چی بوده فقط لطفی کن و حرفامو بشنو شاید دیگه نگی قسمت نبوده اگه تصمیم رفتن رو گرفتی ببخش اگه پشیمونت نکردم آره من واسه تو کم بودم امّا با احساسات تو بازی نکردم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 17:21 توسط نگار |
|
|
دیگه مجبور نیستی هرجا که میری،ازم اجازه رفتن بگیری میشه با هرکی که میخوای بجوشی،اصلا" هرچی دلت میخواد بپوشی میشه به هرکی میخوای دل ببندی ،یا با غریبه ها بگی بخندی وقتی دیر میکنی یا میری جایی،دیگه نیستم بهت بگم کجایی نرو تنهام نزار با دردو غمهام،اگرچه دلخوری از خیلی حرفام به قرآنی که از سایش گذشتم، به مرگ هر دوتامون خیلی تنهام نگو میبینمت یه روز دیگه،آخه احساس من اینو نمیگه نمیتونم قبول کنم نباشم، تَرو خشکت کنه یه فرد دیگه خداحافظ همیشه بهتر از من،همیشه یا که هرجا سرتر از من تو چشمات بهترین بودم تو دنیا،نمیدیدی اگر چه کمتر از من خداحافظ که رفتم بی بهونه ،ازین خونه دلم بدجوری خونه به جای سردِ روی شونه من، تو یادم خاطرات تو میمونه اگه کوه طلا واست بیاره ، اگه دنیارو زیر پات بزاره بازم دستهای خالیم خوب میدونن،که هیچ کی قدر من دوسِت نداره گلت خشک شد ولی هرگز نمرده، زمان بوی تورو از خونه برده دلم خوش بود میای یه شب تو خوابم ،ولی چند ماهه که خوابم نبرده داری میری ولی پیشت میمونم، واست هیچی نبودم خوب میدونم ولی من در عوض هرجاکه باشم،واست تا آخر عمرم میخونم شاید خیلی چیزا میخواستی امّا،منم هیچی نداشتم پات بریزم اینقدر بغضم رو پنهون کردم از تو،ازون روزی که تو رفتی مریضم قدیما یادمه میرفتی جایی،همیشه یه خداحافظ میگفتی چقدر آسون شدم باهات غریبه ،بازم پشت سرم چیزی شنفتی الآن داغی نمیفهمی چی میگم ، مَدیونی اگه یادم بیفتی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 1:34 توسط نگار |
|
|
الکی... همه ی اتاقموپای تو باختم الکی سقف بی سقف اتاقو با تو ساختم الکی خط به خط جای چشات دریا کشیدم الکی واسه زخمای تنت چه ها کشیدم الکی واسه ی عروسکات ترانه خوندم الکی ساده بودم خودمو به تو رسوندم الکی الکی رنگ اتاقه،الکی سقف صداته الکی توو بغض سینه،هق هق ترانه هاته کاشکی حرفای دروغت دیگه باورم نمی شد الکی بودن حرفات ،حرف آخرم نمی شد برو باورت بشه،بی تو با این صدا خوشم همه خاطراتتو تو این ترانه می کشم الکی رنگ اتاقه،الکی سقف صداته الکی توو بغض سینه،هق هق ترانه هاته *****
عشق من ناز نکن عمر ما پایون میگیره یه روزی دست زمونه تورو از من میگیره وقتی تنها با توبودن واسه من زندگیه تورودیدن توروخواستن روکی ازمن میگیره عشق من قلب این عاشق باتو آروم میگیره همه ناله های من ازون نگاهت دوریه تورو دیدیم،تورو خواستم،تورو هرجا میبینم بی تو و عشق تو من همیشه تنها میمونم عشق من عاشقتم تکرارت هر شب عادته همه حرفام به خدا از عشقو ازسخاوته باتو بودن توی دنیا واسه من نهایته عشق من بی کسیو شب باتو پایون میگیره همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره من همون عاشقتم تا که چشام بارونیه همه ناله های من ازون نگاهت دوریه باتو بودن توی دنیا واسه من نهایته تو گمون کردی بری خاطره هاتم میمیره روزای رفته برام رنگ سیاهی میگیره اگه صد بهارو پاییز واسه تو گریه کنم نمیتونم که تو و عشقتو از یاد ببرم *** تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را،میان ربنای سبز دستانت دعایم کن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 13:58 توسط نگار |
|
|
سبک نکرده دلمو، گریه برای دیدنت آرزوهام تموم شدن،تو حسرت رسیدنت روزای تکراریه من، انگار تمومی نداره بدون تو بی کسیام، طاقت دوری نداره کجا برم به کی بگم، قصه ما تموم شده تو این سکوت لحظه ها، داشتنت آرزوم شده اگه هنوز به یادمی، بدون برات دلواپسم نزار که باورم بشه، دیگه به تو نمی رسم خسته شده نگاه شب، از دیدن اشکای من چی مونده جز گذشته هام، بدون تو برای من بیا که پایان منه، لحظه بی تو رفتنم تو التماس هر نفس، در انتظار مردنم کجا برم به کی بگم، قصه ما تموم شده تو این سکوت لحظه ها، داشتنت آرزوم شده اگه هنوز به یادمی، بدون برات دلواپسم نزار که باورم بشه، دیگه به تو نمی رسم ساعتها رو با نگاهم، واسه دیدنت شمردم*روی هر نیمکت خالی، دل به بودنت سپرد تا رسیدن دوباره،چشم به راه تو نشستم*با شروع لرز اشکام،زنده باد عشقو نوشتم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 21:43 توسط نگار |
|
|
نیمه شب آواره و بي حس و حال در سرم سوداي جامي بي زوال واي از آن شب زنده داري تا سحر واي از آن عمري كه با او شد به سر روزگار... بعد از اين هم آشيانت هر كس است ***باش با او ، ياد تو مارا بس است...
هرگز روياهايت را از دست مده و در به رويشان مبند" پيدايشان کن" آنها را مالک شو" در سراسر زندگي عزيزشان بدار" و هرگز رهاشان مکن
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 0:27 توسط نگار |
|
|
بعـــــــد از رفــــتـنـــــــــت... لحظه رفتنیست و خاطره ماندنی تمام ادبیات عشق را یه یک نگاه می فروختم اگر : لحظه ماندنی بود و خاطره رفتنی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 16:12 توسط نگار |
|
|
شب که مي رسد به خودم وعده مي دهم **** الو سلام
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 بهمن1387ساعت 22:8 توسط نگار |
|
|
کجا بودی وقتی برات شکستم یخ زده بود شاخه ی گل تو دستم کجا بودی وقتی غریبی و درد داشت منه تنها رو دیوونه میکرد کجا بودی وقتی که از پنجره میپرسیدم این چندمین عابره کجا بودی وقتی تو رو می خواستم که دستات آروم بشینه تو دستم کجا بودی وقتی که گریه کردم ازتو به آسمون گلایه کردم کجا بودی وقتی کنار عکسات شبا نشستم به هوای چشمات کجا بودی تو لحظه ی نیازم وقتی میخواستم دنیامو بسازم کجا بودی ببینی من میسوزم عین چشات سیاهه رنگ روزم کجا بودی تشنه ی چشمات بودم نبودی من عاشق دنیات بودم کجا بودی وقتی دیوونت بودم وقتی که بیقرار شونت بودم کجا بودی وقتی چشام به در بود ترانه هام شکایت سفر بود نبودی پیش منه بی ستاره ترک میخورد دلم با یک اشاره کجا بودی وقتی که می نوشتم ترانه هام همه ماله فرشتم کجا بودی وقتی که پر پر شدم سوختم و از غمت خاکستر شدم کجا بودی ببینی فصل بهار همه میگفتن تو گذاشتیم کنار سرزنشای مردم رو شنیدم هر چی که باورت نمی شه دیدم کنایه هاشونو به جون خریدم نبود ستاره م شبا گریه چیدم کجا بودی وقتی بهم خندیدن رد شدن و همدیگه رو بوسیدن کجا بودی ببینی خستگیمو آب شدن شمعای زندگیمو همه سراغ تو رو می گرفتن زیر لبی یه چیزایی میگفتن می خندیدن اما تنم می لرزید کجا بودی وقتی چشام میترسید کجا بودی وقتی سحر نداشتم سیاهی بود از تو خبر نداشتم کجا بودی وقتی که اشکام میریخت خون جای گریه ازتو چشمام میریخت کجا بودی وقتی باید میموندی غصه مو از لحن صدام می خوندی کجا بودی نگام به در سفید شد هر کی به جز من از تو نا امید شد کجا بودی وقتی دعای داغم میزد به سقف کوچیک اتاقم کجا بودی وقتی صدات میکردم به آسمون رسید صدای دردم کجا بودی من از خودم گذشتم هر جا بگی رو دنبال تو گشتم کجا بودی ببینی آبروم مرد اما به خاطر چشات قسم خورد خنده واسه همیشه از لبام رفت رسیدن از تك تك رویاهام رفت کوچه ی انتظار رسید به بن بست دلم میگفت اون سر وعدهاش هست کجا بودی که از نفس افتادم روزی یه بار زنده شدم جون دادم وقتی که این بازیا رو می کردی من میدونستم داری بر میگردی پاهای خسته تو بذار رو چشمام بگو که دیگه نمی ذاری تنهام بگو هنوز دوستم داری با منی بگو محاله قلبمو بشکنی کجا بودی ببینی بی ستارم ببینی جز تو کسی رو ندارم غم نبودنت مثل آتیشه تو این دو خط ترانه جا نمیشه *** هرگاه با دیگرانی خــــــــود را خـــــــط بزن و هرگاه با خــــــــدائی دیگران را
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 دی1387ساعت 11:4 توسط نگار |
|
|
یا تو زیباتر شدی،یا چشام بارونیه این قفس بازه ولی، قلب من زندونیه من پشیمون میکنم،جادرو از رفتنت تو نباشی میپره،عطرتم از پیرهنت میخوام آروم شم،تو نمیزاری هردو بی رحمن،عشقو بیزاری همه دنیامو،زیرو رو کردم تو رو شاید دیر،آرزو کردم قدمای آخرو آهسته تر بردار واسه من کابوسه فکر آخرین دیدار بغض این آهنگ مارو تا کجاها برد شایدم تقدیرمو امشب به رحم آورد **** به تلافی اون همه تلخیم،گله هاتم طعم عسل شد غمِ معصومانه چشمات،به تبسم تازه بدل شد میشه با من هزارو یک سال،به بهانه قصه بمونی همه مرثیه های سکوتم،به بهار تو باغ غزل شد نفس کشیدن،دل سپردن،مثل دریا ماه من از تو خوندن،با تو موندن،مقصد من راه من همینه رویام،آرزوهام،سرگذشت آهِ من نرفته برگرد،که با تو شاید،خدا گذشت از گناه من تو مثل بارون،غمو آسون میبری از یاد من با تو خوبم،بی غروبم،خاطراتِ شادِ من زارو خسته،دل شکسته، بی نوا فرهادِ من مرغ آمین،کِی به شیرین میرسه فریاد من صدایم کردی آمدم تا تو ** رهایم کنی باز می روم تا من
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 آذر1387ساعت 20:56 توسط نگار |
|
یه آسمون گلهای یاس و میخک یه دریا عشق و اشتیاق و پولک یه حس پاک و یه قلب بی قرارو کوچک فقط میخواد بگه .....تولدت مبارک
از طرف دوست مهربونم آزاده...خیلی دوستت دارم *** رهایم کنی بازمی روم تا من *صدایم کردی آمدم تا تو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 آذر1387ساعت 12:24 توسط نگار |
|
|
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشاییست مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشا کن دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن در این دنیا که حتی غم نمی گِرید به حال ما همه از هم گریزانند تو بگذر از منِ تنها فقط اسمی بجا مونده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالیست قلم خشکیده در دستم گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم *** رهایم کنی بازمی روم تا من *صدایم کردی آمدم تا تو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 آبان1387ساعت 1:23 توسط نگار |
|
|
منو ببخش اگه دلم خیلی برات تنگ می شه ******** ساده بيا،دست ِ منو بگيرو، ساده نگير،اين همه سادگي رو
صدایم کردی آمدم تا تو* رهایم کنی بازمی روم تا من
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 19:20 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|