![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
اشكي كه بي صداست ، پشتي كه بي پناست* دستي كه بسته است ، پايي كه خسته است دل را كه عاشق است ، حرفي كه صادق است* شعري كه بي بهاست ، شرمي كه آشناست دارايي من است ، ارزاني شماست وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد، من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن!مثل تنها مردن !!!! عجيب است؛ وقتي مي خواهي گريه كني، شانه اي نداري تا سر بر آن گذاري و غم دلت را زار زار اشك بريزي و وقتي شانه اي براي گريستن داري ديگر اشكي براي ريختن نداري، و نه حتي نيازي به ريختن اشك شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!!ولي تو اونو نميبينی ! شايدم هيچ وقت نبينی ما هميشه صداهاي بلند را مي شنويم ،پررنگها را ميبينيم،سخت ها را ميخواهيم،غافل از اينکه خوبها آسان مي آيند ،بيرنگ مي مانند و بي صدا ميروند. يک روز عشقت را دزديدم و براي اينکه جاي مطمئني داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم ،غافل از اينکه روزي براي پس گرفتن آن قلبم را خواهي شکست. وقتی کسي به تو بدي کرد تو مي تواني بدي اش را فراموش کني اما اگرتوهم به اوبدي کني هميشه بدي ات درخاطرت مي ماند. خدايا!!! به داده ها،نداده ها وگرفته هايت شکر که داده هايت، نعمت نداده هايت، حکمت و گرفته هايت، امتحان است. هيچگاه نگذاردرکوهپايه هاي عشق کسي دستت رابگيرد که، احساس مي کني درارتفاعات آن را رها خواهد کرد. همیشه وقتی من رو یادت رفت این جمله را با خودت تکرار کن: کسی که باهاش می خندی از یادت میره اما کسی که براش گریه میکنی محاله از یادت بره. توی قطرههای بارون، ميشکنه بغض صدام! ديگه غير از يه دونه پنجره هيچی نميخوام! پشت اين پنجره ميشينمُ آواز ميخونم! منتظر واسه رسيدنت تو بارون میمونم! زیر بارون انتظار رنگ تازهای داره! منم عاشقترم انگار، وقتی بارون میباره! بعضی وقتا که میای سر روی شونم میزاری! تموم غصهها رو از دل من بر میداری! اما اين فقط يه خوابه، خواب پشت پنجره! وقت بيداری بازم غم ميشينه تو حنجره! غــــــــم مــــيشینــه تــــــو حـــــنجــــــره! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 1:41 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|