![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
نا نوشته ها معشوق رفت و عاشق ماند و بار دیگر ترانه ای خلق شد. نا نوشته ها آینه به آینه نگاه کن. چه می بینی؟ پس همان باش،نه آنچه دیگرانند و می خواهند باشی. ای کاش ای کاش اون موقع که ازم قول گرفتی که تا آخر عمر کنارت بمونم ،یادم بود ازت قول می گرفتم که تا آخر عمر کنارم بمونی. بخشش می دانم که حقیرم و کوچک. می دانم که لیاقت تو را ندارم. می دانم که تو را هزاران بار رنجانده ام. ومی دانم که تو بزرگواری و مهربان. پس تو را قسم به خداوند ماه و خورشید ، به بزرگی خودت،من حقیر را ببخش. تبسم عشق من اسیر یک بغض سنگینم ،بغضی از جنس احساس وبرخاسته از دلی بی قرار.من برای رهایی از این اسارت تنها به تبسم تو نیازمندم.ای عشق لطفا به من لبخند بزن. انتظار از پشت پنجره منتظر اومدنت بودم. غافل از اینکه تو پشت سرم ایستادی. تعویض من دخترم و تو پسر. رسم براین بود که من صورتی رو بخوام و تو آبی رو. ولی من آبی رو خواستم و تو صورتی رو،من به خاطر تو و تو به خاطر من. فراموشی درسته که گفتم فراموشت می کنم. بی معرفت نه اینکه دیگه نیای تو خوابم. توانستن گفتند: ((خواستن توانستن است.)) ولی ای کاش می گفتند)): در عشق تنها خواستن توانستن نیست.)) خنده گفتی:دوستت دارم ،خندیدم. گفتی: منو ببخش ، خندیدم. گفتی: بمان،نرو. من تنها می مانم ، خندیدم و رفتم. تو مُردی و آمدی به خوابم و گفتی: دیدی مُردم؟ خندیدم و خوشحال بودم که یکبار راست گفتی و روی حرفت ماندی ولی باید می دانستی که تو مدت ها بود که برای من مُرده بودی. زندگی و جنگ برای زندگی کردن باید بود و جنگید.آنقدر جنگید تا آنچه را که می خواهی بدست آوری. من برای به تو رسیدن با تمام رقیبانم جنگیدم وهمه را شکست دادم.اما آخر کار تو مرا شکست دادی . چرا؟ دلیل این کارت را هرگز نفهمیدم. فاصله ثانیه ها،دقیقه ها،ساعت ها،روزها و ماه ها می گذرند .باز هم من و تو و فاصله ها و دست هایی که به هم نمی رسند ،مثل همیشه. به خدا میسپارمت یادش به خیر، همیشه می گفتی چقدر عاشقانه موقع خداحافظی می گویی به خدا میسپارمت و به خاطر تو هنگام خداحافظی ،گفتن این جمله برایم عادت شده بود. امروز هم هنگام آخرین خداحافظی باز هم گفتم به خدا میسپارمت. این بار تو را به خدا میسپارم چرا که او خودش بهتر می داند با آدم بی رحم و سنگدلی مثل تو چه کند. رسم رفاقت دیگر دوستم نداری و شعرهایم را نمیخوانی و متن هایم را اشکال نمی گیری وبدتر از همه مرا به باد تمسخر می گیری. باشد، این دل سنگ من نیز خدایی دارد .تورا به دست خدا می سپارم و خودم را نیز. ولی به یاد داشته باش این رسم رفاقت نیست. عاشق بمون همیشه عاشق بمون حتی اگه عشقت من نبودم. ع ش ق عشق تو را باید نوشت ع ش ق ، چون به جز جدایی هیچ چیز از عشقت نفهمیدم. مطمئنم که... شاید یک خواب بتواند به حقیقت تبدیل شود اما مطمئنم کابوس عشق تو هرگز حقیقی نخواهد شد. بنگر به چشم هایت بگو بنگرد که همه دردهای دنیا در نگاه سرد من است که به سوی دست هایت خیره مانده اند. گل گلکم من هنوز یادگاری های کهنه و پوسیده ات را نگاه داشته ام و گمشان نکرده ام،اما شنیده ام تو تازگی ها همه چیز را گم کرده ای حتی خودت را. قطار اگر می دانستم خیال رفتن داری تمام ریل های قطار را با دندان هایم می جویدم...اما نه باز هم می رفتی چون دلم نمی آید بال هایت را بچینم. رفتنی باید برود.این را از تو یاد گرفتم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 10 شهریور1386ساعت 17:3 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|