![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
منتظــر مـونـدم به راهـت تا همـیـشه چشم به راهت مونده بودم پشت شیشه انتظارت تلخ مثل بردن دل، مثل عشقی خواب و باطل مثل عشقی خواب و باطل وای اگه فردا بیاد باز تو نیایی وای میخوام داد بزنم از این جدایی وای دیگه مُردم دیگه مردم چقدر تو بی وفایی مگه من با تو بد کردم خدایی؟ هرچی میخوای بگی بگو امّا نگو دوسِت ندارم هر کار میخوای بکن ولی،بگو نمیری از کنارم تو رو خدا مثل غریبه ها دلم رو هِی نرنجون تو رو خدا دشمنامو به روی من اینقدر نخندون به خدا من میمیرم از این جدایی به خدا من میمیرم اگه نیایی اگه فردا بیاد و باز تو نیایی اگه فردا بیاد و باز تو نیایی اگه فردا بیاد و باز تو نیایی اگه فردا بیاد و باز تو نیایی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 13:34 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|