![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
یه روزی قدرمو میدونی که دیره روزی که کسی سراغت نمیگیره یه روزی میدونی من کیو چی بودم روزی که از نبودنم غصّت میگیره باشه خوبم ،از کنارت ساده میرم با وجود اینکه میدونم میمیرم به خدا قدرمو میدونی یه روزی روزی که از تو جدا میشه مسیرم قدرمو میدونی یه روز ، یادم می افتی شب و روزصدام تو گوشت میپیچه، مثل یه آهه سینه سوز حسرت یک لحظه نگام ،دلتنگ میشی بدجور برام اون روزا دور نیست به خدا، حتّی به خوابت نمیام یه روزی قدرمو میدونی که دیره اسم من از توی لحظه هات نمیره دیگه نیستم اون شبای پر ستاره وقتی که دلت بهونمو میگیره اما اون روزو خدا کنه نباشم نشنوم از رفتن من غصّه داری من میبینم اون شبایی رو که دیگه واسه گریه شونه هامو کم میاری قدرمو میدونی یه روز، یادم می افتی شب و روزصدام تو گوشت میپیچه، مثل یه آهه سینه سوز حسرت یک لحظه نگام ،دلتنگ میشی بدجور برام اون روزا دور نیست به خدا، حتّی به خوابت نمیام
صدایم کردی آمدم تا تو / رهایم کنی بازمی روم تا من
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 10:37 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|