![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
بغض پُره بغضم ،پره بارون، پره از توشه ی دردم من مسافرم تو جاده، باید از تن تو رد شم هنوزم در انتظارم هنوزم یه بی قرارم تو غزل غزل ترانه توی فصل نا امیدی پُره بغضم ،پره بارون، پره از توشه ی دردم *** بوسه پنهونی دوباره مهمونم کن به بوسه پنهونی دوباره مجنونم کن به همین آسونی دوباره مهمونم کن به لذّت یک بوسه دستم و آغوشت، تنم داره می سوزه بیا و افزونم کن، عاشق و حیرونم کن با کام داغ لبهات، مست و پریشونم کن بگو واسم میمونی، تو حسّمو میدونی صداقت این عشقُ از تو چشام میخونی بوی عطر تن تو، تو خاطراتم میرسونه که همیشه من باهاتم بوی اون لحظه ناب لمس دستات عاشق چشم نجیب و بی ریاتم *** صدایم کردی آمدم تا تو/ رهایم کنی بازمی روم تا من
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 3 اسفند1386ساعت 20:36 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|