![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
نگو گذشته از ما ، نگو ازم گذشتی نگو دلت گرفته از اینکه پام نشستی تقدیرم اینه که ، پیش من نمونی نگو باز میتونی، تو بی من بمونی تقدیرم اینه که، بمونم تو قفس همیشه بمونی یه تنها یه بی کس بنویس واسه من، دلت از چی شکست واسه چی تو چشات، رنگ غصّه نشست بنویس واسه من، دلت از چی برید بگو کی رو چشات، نقش گریه کشید بنویس بنویس،واسه من بنویس که دلت تنگ شده طاقت گریه نیست *** ای چراغ هر بهانه، از تو روشن از تو روشن ای که حرفای قشنگت، منو آشتی داده با من منو گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه به هوای دیدن تو، پر می گیریم از تو لونه باز میایم که مثل هر روز، برامون دونه بپاشی منو گنجشکا می میریم، تو اگه خونه نباشی همیشه اسم تو بوده، اول و آخر حرفام بس که اسم تو رو خوندم ،بوی تو داره نفسهام عطر حرفای قشنگت، قدر یک صحرا شقایق تو همون شرمی که از اون، سرخ گونه های عاشق شعر من رنگ چشاته، رنگ پاک بی ریایی بهترین رنگی که دیدم ،رنگ زرد کهربایی منو گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه به هوای دیدن تو پر می گیریم از تو لونه صدایم کردی آمدم تا تو/ رهایم کنی بازمی روم تا من |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 15:8 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|