![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
کنار هر قطره اشکم هزار خاطره دفنه اینقدر خاطره داریم که گویی قدر یک قرنه گلو میسوزه از عشقت عشقی که مثل زهره ولی بی عشق تو هر دم خنده با لبهای من قهره درسته با منی اما به این بودن نیازارم تو که حتی با چشماتم نمیگی دوستت دارم اگر گفتی دوستت دارم فقط بازی لبهات بود وگرنه رنگ خودخواهی نشسته توی چشمات هر چی عشقه توی دنیا من میخواستم مال ماشه اما تو هیچ وقت نذاشتی بینمون غصه نباشه فکر میکردم با یه بوسه با تو همخونه میمونم نمیدونستم نمیشه آخه بی تو نمیتونم گله میکنم من از تو ،از تو که اینهمه بی رحمی هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمیفهمی چشام همزاد اشک و خون دلم همسایه آهه زمونه گرگ و عشق تو شبیه مکر روباهه شدم چوپان ساده لوح کنار گلّه احساس چه رسمی داره این گلّه سر چنگال گرگ دعواست تو اینقدر خواستنی هستی که این گلّه نمیفهمه اگه لبخند به لب داری دلت از سنگ و بی رحمه ببخش خوبم اگه این عشق حیله تورو رو کرد نفرین به دل ساده که به چنگال تو خو کرد صدایم کردی آمدم تا تو/ رهایم کنی بازمی روم تا من
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 خرداد1387ساعت 17:54 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|