![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
مادر ببخش ای مهر پرفروغ تو خورشید خاورم و ای روشنایی روی تو ماه منورم ای نعمت بزرگ سپاسی تو را سزاست نزد خدا که هیچ نگردد میسرم در بحر پرخروش صفایت چو قطره ام در آفتاب مهر تو از ذرّه کمترم آزرده شد ز تیغ ستم های من دلت پرورده شد ز شیره جان تو پیکرم در غصه ام شریکی و هنگام درد و تب تیمار می خوری تو به بالای بسترم مادر ببخش جرم مرا کز جهالت است بی حرمتی و خشم و خطاهای دیگرم هیهات اگر به قیمت آزردنت شود خورشید وماه و عالم امکان مسخّرم دل بر وجود همچو تویی فخر می کند من بر مقام مادریت رشک می برم مادر دعای خیر تو رمز سعادت است کز آن به رنج و سختی دوران مظفرم بس با سعادتی که به نام تو ثبت شد فرخنده روز تولد دخت پیمبرم یا رب به حق فاطمه ات مستدام دار این سایه عزیز و گرانمایه بر سرم ** مامانی روزت مبارک ** صدایم کردی آمدم تا تو/ رهایم کنی بازمی روم تا من
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 4 تیر1387ساعت 1:12 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|