![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
همش میگم یه روز میاد چشم انتظارش میمونم تاروزی که پیشم بیاد واسش ترانه میخونم هرروز سوالِ رفتنش میسوزم از خیانتش محبّتام یادت بیاد گرچه نبود لیاقتت وقتی تو خواب من میای حس میکنم تنها شدم اما چه سخته بی تو و تو تنهایی رها شدن وقتی چشات یادم میاد اشک تو چشام حلقه میشه اونکه تورو ازم گرفت الهی آواره بشه فکر نکنی یه ساده ام که پابه پا باهات میام تنها دلیل موندنم اینه که من تورو میخوام خیانتت آتیش زده به تارو پود زندگیم من دیگه دوست ندارم تموم شده دلبستگیم صدایم کردی آمدم تا تو/ رهایم کنی بازمی روم تا من
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 تیر1387ساعت 16:38 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|