![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
بی وفا عشق من به خدا اشک من میمونه رو گونم تا بیای پیش من رفتی و بعد تو چه زجری کشیدم هنوز تار موتو به دنیا نمیدم تورو به خاطراتمون تو منو بی خبر نذار تورو به اشکمون قسم منو چش به در نذار باشه میرم از پیشت خداحافظ عشق من ببخش روی نامه هام باز چکید اشک من حالا که نموندی بگو از من چی دیدی چه ساده نشستی چه ساده پریدی بغضمو وقت جدایی هی نگه داشتم به سختی حتی واسه دلخوشیمم دست تکون ندادی رفتی پس بزار روی ماهتو دمِ آخر نگاه کنم سخت با خاطراتمون با دل خون وداع کنم وقت رفتنت نبود خداحافظ عشق من دلت میشکنه یه روز میدونی قدر اشک من سخته گفتنش ولی خداحافظ عشق من *** یادته کنار دریا روی ماسه های ساحل گفتی که هرگز تو از من نمیشی یه لحظه غافل دوتا قلب عاشقونه روی ماسه ها کشیدی گفتی تار موی من رو به همه دنیا نمیدی نه، مگه تو نگفته بودی واسه تو رفیق راهم ما چه نقشه ها کشیدیم واسه فرداهای باهم تو میگفتی که بمونیم پاک و بی ریا و ساده دستای همو بگیریم توی پیچ و خم جاده اما افسوس آب دریا قلب هارو از هم جدا کرد دل سنگ آبی آب لب هامونو بی صدا کرد تو یه چشم به هم زدن برد آب دریا خاطراتم حالا یه دل واسه من موند که اونم مونده تو ماتم بمیرم اون دم آخر چی به روز عشقم اومد هی نگاش به من میافتاد کاری از من برنیومد میدیدم که لای موج ها دنبال دستام میگرده با غم و گریه و زاری مگه عشقم برمیگرده خون بهاشو من نمیخوام عشقمو داری میگیری دریا و ساحل سنگش ای خدا کنه بمیری میدونم که لای موجها دنبال دستام میگرده ای خدا خودت نگاه کن دریا با دلم چه کرده اما افسوس آب دریا قلب هارو از هم جدا کرد دل سنگ آبی آب لب هامونو بی صدا کرد تو یه چشم به هم زدن برد آب دریا خاطراتم حالا یه دل واسه من موند که اونم مونده تو ماتم ازلب دریا و ساحل هرکی یه خاطره داره آخه دست خیلی هارو توی دست هم میزاره دریا حرفی دارم اما واسه گلایه دیره از خدا میخوام که هیچ وقت عشقتو ازت نگیره اما نارفیقی کردی، کردی عشقمو نشونه باشه اشکالی نداره ما خدامون مهربونه
صدایم کردی آمدم تا تو* رهایم کنی باز می روم تا من |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1 شهریور1387ساعت 11:25 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|