![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
وقتی که خاکم میکنن بهش بگین پیشم نیاد بگین که رفت مسافرت بگین شماره ای نداد یه جور بگین که آخرش از حرفاتون هول نکنه طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه دونه به دونه عکسامو بردارید آتیش بزنید هر چی که خاطره دارم برید و از بیخ بکنید نذارید از اسم منم یک کلمه جا بمونه نمیخوام هیچ وقت تنمو توی گورم بلرزونه برو آتیش به قلب من نزن بزار نگاهت از یادم بره بزار واسه همیشه قلب من چال بشه و من کلی خاطره برو نمیخوام ببینی خونه من خالی شده همدم من بجای تو پیدای پوشالی شده اونکه میگفت میمرد برات دیدی راس راسی مرد رفت و همه خاطرشم به خاطرت برداشت وبرد بهش بگین نشست به پات بهش بگین نیومدی بگین هنوز دوستت داره با اینکه قیدشو زدی نشونیه قبر منو بهش ندین خوب میدونم میاد جای همیشگی سر قرار تو رودخونه برو آتیش به قلب من نزن بزار نگاهت از یادم بره بزار واسه همیشه قلب من چال بشه و من کلی خاطره ** صدایم کردی آمدم تا تو* رهایم کنی بازمی روم تا من
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 21:17 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|