![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
تکیه داده بود سپیدار به تن زخمی دیوار دیوار از خستگی خم بود اما از بی کسی بی زار روی شونه های سردش اون درخت جوونه می زد اما دیوار کم کمک داشت واسه موندن چونه می زد تنها دلگرمی دیوار برگای بالا سرش بود چتر سبز شاخو برگا تنها مرحم تنش بود هنوزم چند تایی گنجشک لای دیوار لونه داشتنعابرام گاهی رو سینش یادگاری می نوشتن یه دفعه یه باد ولگرد تن شاخه ها رو لرزوند تنه ی سبز سپیدار تا شد و دیوار و خوابوند حالا از قامت دیوار چیزی رو زمین نمونده حتی رد پاشو دیگه شن و ماسه ها پوشونده اما خاطرات دیوار هنوزم تو ذهن برگاس من نمی گم همه می گن اون دیوار همیشه اونجاس صدایم کردی آمدم تا تو*رهایم کنی بازمی روم تا من |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 شهریور1387ساعت 6:19 توسط نگار |
|
|
جمعه شبه... دیشب همین موقع ها تو شهر ما طوفان بود....رعدو برق..منم خیرِ سرم رفته بودم خونه مامان بزرگمینا واسه خواب نذاشتن بیام/آخه جمعمون جمع بود... خلاصه بدجور هوا بارونی شد....و من این ترانه هایی که الآن تو این پست گذاشتمو تا خود صبح گوش کردموصبح گرفتم خوابیدم.بعداز ظهر از خواب بیدار شدمو اومدم خونه خودمون ...امشبم دلم نیومد که پست نفرستم براتون......دیشب شب به یادماندنی بود برام...
بگین بباره بارون،دلم هواشو کرده بگین تموم شدم من،بگین که برنگرده بهش بگین شکستم،بهش بگین بریدم نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم برم به زیر بارون،خراب و دربُ داغون از آدما فراری،ازعاشقا گریزون بزار کسی نبینه،غرور گریه هامو بزار کسی نفهمه،غم تو خنده هامو بگین که بر نگرده
*** گفتی برم گفتم چرا...گفتی پریشونی بسته گفتی یکی دلتنگمه... خیلی برام دلواپسه گفتی برم گفتم برو..امّا نگفتم تا ابد با رفتنت توی چشام اشک جدایی حلقه زد تنهام، خیالت پیشمه..زخم دل درویشمه هرجا بسوزم خاطرت،خاکستر آتیشمه بی شعله میسوزم ولی ای عشق خاموشم نکن با من بمون با من بمون،هرگز فراموشم نکن من قلب چاقو خورده ام،هم زنده ام هم مرده ام با بودنت گل کرده ام،با رفتنت پژمرده ام تنهام، خیالت پیشمه..زخم دل درویشمه هرجا بسوزم خاطرت،خاکستر آتیشمه صدایم کردی آمدم تا تو*رهایم کنی بازمی روم تا من |
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 شهریور1387ساعت 23:54 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|