![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
شبها که بغض مي کني دنيا سکوت مي کنه زمان به صفر مي رسه زمين سقوط مي کنه
به گريه کوچ مي کنم،ببين چقدر بيکسم
زيباترين شعر جهان،چشمهاي غمگين تو بود
چه دير به هم رسيديم و بي وقفه شکل هم شديم
از عمق خاکستر شب چگونه شعله مي کشي
فکر گريز از شب و طوفان اين دقايقم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 1:51 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|