![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
چه اشتباهی می کنم، حرف های تلخی می زنم نگاه به پشت سر که هیچ،پل هارو هم می شکنم سخت تورو باور می کنم،گوشِ شنیدن ندارم دست به دعا می شینم و میگم خدا بزار برم خودم قبول دارم بَدم،منو ببخش تو بهترین با من جایی نمی رسی ، حق بده خوبِ نازنین حق بده تو،چون می دونی که روزگار با من چه کرد هرکی به من رسید یه جور ضربه زدو وفا نکرد برو برس به زندگیت،به پای من نشین،نباز! من آخرِ خطّم و تو، یه کوله بار پراز نیاز چه اشتباهی می کنم ، فقط تو موندی واسه من با اینهمه، دل ندارم تا تو بسوزی واسه من پاهای خسته تو بذار رو چشمام بگو که دیگه نمی ذاری تنهام بگو هنوز دوستم داری با منی بگو محاله قلبمو بشکنی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 1:20 توسط نگار |
|
|
نمی دونم نازنینم، که کدوم حرف تورو آزرد یا کدوم ترانه ی من، تورو مثل گلی پژمرد نمی دونم نمی دونم که چی گفتم تو شنیدی چه خطایی سر زد از من که تو از من دل بریدی اگه روزی تو نباشی یا بری از من جدا شی می دونم که نمیتونی عاشقی دوباره باشی اگه روزی تو نباشی، بین ما حرفی نباشه نمی دونم کی میتونه که برام مثل تو باشه این پرنده ی دل من نمیتونه پَر بگیره تورو می خواد در کنارش،بال و پر از سر بگیره آخه حیفه پَر نگیره،پشت ابرهارو نبینه حیفه اینجا تک و تنها،تو قفس بیکس بمونه می دونم می دونم یه روز میایی،که به من بدی رهایی ولی اون روز خیلی دیره، کاش می شد زودتر بیایی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 مرداد1388ساعت 23:2 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|