![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
خیلی سخته
خیلی سخته بشکنی، قلبی رو که دوسش داری اسمشو حتّی یه بارم،به زبونت نیاری خیلی سخته خنده هاشو ،دیگه از یاد ببری برسه اون روزی که بخوای بری با دیگری خیلی سخته بری و پشت سرت رو نبینی یا شاید گلهای عشقو توی خوابت بچینی خیلی سخته اشکاشو پاک نکنی از گونه هاش میرسه روزی که اشکات بریزن یواش یواش خیلی سخته می دونم، امّا تو بازم می تونی بری و بهش بگی یه عالمه پشیمونی
*** هیچ گاه آخرین نگاهت را فراموش نمی کنم, نگاهی سرشار از عشق و صمیمیت و محبت. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 1:24 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|