![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
نمی دونم نازنینم، که کدوم حرف تورو آزرد یا کدوم ترانه ی من، تورو مثل گلی پژمرد نمی دونم نمی دونم که چی گفتم تو شنیدی چه خطایی سر زد از من که تو از من دل بریدی اگه روزی تو نباشی یا بری از من جدا شی می دونم که نمیتونی عاشقی دوباره باشی اگه روزی تو نباشی، بین ما حرفی نباشه نمی دونم کی میتونه که برام مثل تو باشه این پرنده ی دل من نمیتونه پَر بگیره تورو می خواد در کنارش،بال و پر از سر بگیره آخه حیفه پَر نگیره،پشت ابرهارو نبینه حیفه اینجا تک و تنها،تو قفس بیکس بمونه می دونم می دونم یه روز میایی،که به من بدی رهایی ولی اون روز خیلی دیره، کاش می شد زودتر بیایی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 مرداد1388ساعت 23:2 توسط نگار |
|
|
از همون روزی که چشم دوختی به من من شدم طئمه ی اون چشم سیات هوس از چشمای تو می بارید و منه ساده عشق رو دیدم تو چشات می خوام از دوری ِ تو جون بکنم ولی به چشمای تو رو نزنم تو خودت خواستی واسه همیشه من تو و چشماتو فراموش بکنم *** دیگه چشماتو فراموش می کنم دیگه بسته، می خوام تمومش بکنم دیگه دستاتو میسپرم به خدا آخه از دل من، داری می شی جدا برو نازنینم تا ابد دیگه جا نداری تو دلم دیگه اسم تورو نمی خوام به زبون بیارم هرچی پای چشات کشیدم بستمه به خدا بریدم، من گناهم اینه، نمی خوام عشق پاکُ دیدم *** تو چشات عکس من و تو دلت یادِ کسی تو که ادّعات می شد واسه من هم نفسی اسم عشق رو لبت و توو چشات خیانته حتی دوست داشتنتم، به خدا یه عادته فکر می کردم تا ابـــــــــــد موندگاری واسه من امّا امروز می بینم دیگه مردی توو دلم یا بشو اون که می خـــوام یا راتو بکش برو تا فراموش بکنم دیگه چشمــای تورو دیگه چشماتـــو فراموش می کنم دیگه بسته، می خـــوام تمومش بکنم دیگه دستاتـــو میسپرم به خدا آخه از دل من، داری می شی جدا من که ساده بودم،مثل تو نبودم من دروغگویی رو من بلد نبودم من تورو هدیــــه از خدا می دیدم ولی مثل تو وااای بی وفا ندیدم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 تیر1388ساعت 2:43 توسط نگار |
|
|
یکی از حس های قشنگ دنیا اینه که بفمهمی یکی به دعاهای تو ایمان داره! شبِ آرزوهاست...برام دعا کنید...دعام کنید که به آرزوهام برسم ***** آرزو میکنم همیشه یادم بمونه بیشتر از خودم منو دوست داری، حتی مواقعی که حس میکنم تنهام! آرزو میکنم وقتی را داشته باشم برای فکر کردن، به آنچه بودم ، هستم وخواهم بود! آرزو میکنم بتونم همونی باشم که تو میخوای! برای زمانی که مغرورم آرزو میکنم بفهمم اونقدرها بزرگ نیستم که فکر میکنم. برای زمانی که خودخواهم آرزو میکنم بهم بفهمونی وجودم به تو وابسته ست. خیلی ها هستن دور و برم که آرزوشون یک لحظه در آرامش زندگی کردنِ ، آرزوم به آرزو رسیدن اوناست! و مهمترین: زندگی یه نعمته، آرزو میکنم بتونم به بهترین نحو برای رسیدن به هدفهام تلاش کنم. آرزو میکنم یادم نره اومدنم به این دنیا واسه چیه؟ و رفتنم خیلی زودتر از اون چیزی ِ که بشه پلک زد!
یه متن قشنگ که بهترین دوستم برام اس ام اس کرده...خیلی این متنو دوست دارم...... زندگی را تو بساز..نه بدان سان که بسازندو پذیری بی حرف...زندگی یعنی عشق...تو بورز...زندگی یعنی جنگ...تو بدین عشق بجنگ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 22:32 توسط نگار |
|
|
گناهي ندارم ولي قسمت اينه که چشماي کورم به راهت بشينه
*** صدایم کردی آمدم تا تو ** رهایم کنی باز می روم تا من
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 مهر1387ساعت 22:21 توسط نگار |
|
|
عشق من تمناي زندگي با تورا دردل دارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 آبان1386ساعت 20:17 توسط |
|
|
واسه شکستن غرور من
تو بدون که اولین بهانه ای توی این شب که تمومی نداره آخرین فرصت عاشقانه ای خط بکش روی همه ترانه هام این غرور سنگی و ازم بگیر بذار از تو به خودم پل بزنم بذار گم شم توی بهت این مسیر اگه با اشاره ی تو می شکنم تو بدون که عاشقم اما هنوز من همون کوه بلند سرکشم تو به من دروغ نگو اما بدون که وجود من یه دنیا خواهشه تو به من دروغ بگو اما نرو!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 18 آبان1386ساعت 14:36 توسط نگار |
|
|
زندگي رويا نيست زندگي زيبايي ست مي توان بر درختي تهي از بار ، زدن پيوندي مي توان در دل اين مزرعه ي خشك و تهي بذري ريخت مي توان از ميان فاصله ها را برداشت دل من با دل تو هر دو بيزار از اين فاصله هاست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 13:47 توسط نگار |
|
|
کـــــــاش !!............
کاش مـی دانستیم زندگی کوتاست ... کاش از ثانیه ها و لحظه های زندگی لذت می بردیم کاش قلبــی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم کاش همه را دوست داشتیم ... کاش م |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 13:46 توسط نگار |
|
|
باورم کن همه دنیا واسه من خنجر کشیدن دل من تو این روزا خیلی گرفته یادته اون روزا که دل تو رو شکسته بودم حالا این دل شکسته مثل اون روزا گرفته باورم کن باورم کن که بدون تو میمیرم بی تو تنهام (خیلی تنهام)خوب میدونی که تو غصه هام اسیرم از یادم هرگز نرفتی اما از یاد تو رفتم بی تو تنها تو خیابون زیر بارونا میرفتم دلمو شکستی اما نذاشتم تو غم بمیری تو کویرخشک قلبم هنوزم عزیزترینی وقتی فهمیدی عزیزی منو تنها جا گذاشتی تو همونی که میگفتی جز من هیچ کسُ نداشتی باورم کن باورم کن که بدون تو میمیرم بی تو تنهام (خیلی تنهام)خوب میدونی که تو غصه هام اسیرم بیا برگرد تا هنوزم توی قلبم خونه داری یادته قول داده بودی که منو تنهام نذاری گل خشک گل خشکی لای دفتر، اشکی گوشه چشامه عکس تو گوشه طاقچه، این همه خاطره هامه یه دلم پر از گلایه با یه شمع نیمه سوختم دو تا چشم پر حسرت، دیده به گوشه ای دوختم یه اتاق سردو تاریک ، یه گل خشک و یه نامه تودلم آواراندوه اشک هنوز توی چشامه ندونستی شاخه گلها تو رو یاد من میاره دردو دل با قاب عکست منو تنها نمیذاره عکستو ازم گرفتی دیگه امیدی ندارم یادمه میگفتی هرگز تو رو تنها نمیذارم نشونی ازت ندارم اما دنبالت میگردم بغض وجودمو گرفته باورم کن پر دردم حالا دیگه گل خشکت از تو تنها یادگاره منتظر برات میمونم تا تو برگردی دوباره دیگه هر شب توی خوابم چشای تو رو میبینم آرزومه تو رو یکبار توی بیداری ببینم بیای باز دوباره پیشم دیگه از دوریت نسوزم تو رفتی تا بی نهایت چش براهتم هنوزم بی نشون چن روزه نگاه سردت دیگه باورم نداره چن روز دستای سردت دستامو تنها میذاره چن روزه طفلکی چشمام روزوشب واست میباره اگه قلب تو سیاهه واسه من روشن و نوری اگه سخته دل سنگت واسه من سنگ صبوری قدیما فکر میکردم تو همیشه مهربونی میرم اونجا بی تو و شب بی خداحافظ بی نشونی پاییز رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات میخوام یه وقت ببینمت سر بذارم رو شونه هات دوس داشتم با گلای سرخ میومدم به دیدنت نه اینکه با رخت سیاه ،چشمای سرخ ببینمت گلُ پرپر میکنم سر مزارت تا ابد بارونیه چشمای یارت پاییز غریب و بی رحم اون همه گل مگه کم بود گل منو چرا چیدی ؟گل من دنیای من بود گلمو ازم گرفتی تک و تنهام زیر بارون حالا که نیستی کنارم میزارم سر به بیابون هنوزم بارون میباره، تو میای انگار کنارم خودتم بهتر میدونی مثل بارونا میبارم پاییز غریب و بی رحم اون همه گل مگه کم بود گل منو چرا چیدی ؟گل من دنیای من بود
نفرین کاش از اول میدونستم واسه من موندنی نیستی یادته موقع رفتن از ته دل میگریستی دل تو پر از فریبه واست از جونم گذشتم حرمتو شکستی رفتی هنوزم غریبه نیستی کاش از اول میدونستم که تو هم تنهام میذاری تو بودی بودو نبودم اما نه دوسم نداری الهی که یه آب خوش از تو گلوت پایین نره الهی توی زندگیت بیفته صد هزار گره الهی چشمای سیات وفا از هیچ کس نبینه نفرین و لعنتت کنن لیاقت تو همینه چشای خیس و به راهت بگو دوختم یا ندوختم؟ عمری تو زخم زبونات بگو سوختم یا نسوختم؟ دل تو پر از فریبه واست از جونم گذشتم الهی تنهات بذارن الهی دربه در بشی الهی آتیش بگیری بسوزی خاکستر بشی میدونی فرقی نداره واسم بودو نبود تو الهی آتیش بگیره تموم تارو پود تو الهی چشمای سیات وفا از هیچ کس نبینه نفرین و لعنتت کنن لیاقت تو همینه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 تیر1386ساعت 18:12 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|