![]() |
![]() |
|
| زمزمه های دلتنگی |
|
سبک نکرده دلمو، گریه برای دیدنت آرزوهام تموم شدن،تو حسرت رسیدنت روزای تکراریه من، انگار تمومی نداره بدون تو بی کسیام، طاقت دوری نداره کجا برم به کی بگم، قصه ما تموم شده تو این سکوت لحظه ها، داشتنت آرزوم شده اگه هنوز به یادمی، بدون برات دلواپسم نزار که باورم بشه، دیگه به تو نمی رسم خسته شده نگاه شب، از دیدن اشکای من چی مونده جز گذشته هام، بدون تو برای من بیا که پایان منه، لحظه بی تو رفتنم تو التماس هر نفس، در انتظار مردنم کجا برم به کی بگم، قصه ما تموم شده تو این سکوت لحظه ها، داشتنت آرزوم شده اگه هنوز به یادمی، بدون برات دلواپسم نزار که باورم بشه، دیگه به تو نمی رسم ساعتها رو با نگاهم، واسه دیدنت شمردم*روی هر نیمکت خالی، دل به بودنت سپرد تا رسیدن دوباره،چشم به راه تو نشستم*با شروع لرز اشکام،زنده باد عشقو نوشتم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 21:43 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دینداریست بنویسید دراین مرحله کافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است |
| پیوندهای روزانه |
|
درد عشق ..00××شیطون××00.. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر |
|
RSS
|